بعد از یه سفر دور و دراز
نشتی تو یه اتوبوس که بیشتر مسافرین آقا هستن
آخرین ردیف تنها نشتی رو صندلی
مثانه ات پره
آخرین روزهای پریودیت
کمی استرس و تنش از روزهای گذشته و آینده
کمی گر گرفتگی
کمی تعصب بسجا
شک به خود
شک به دیگری
به هرحال
مکالمه کوچیکی با کسی توهمی شکل مسگیره
بهش میگی که چقدر میخوایی...
مهم نیست
همه چی تو ذهن تویه
طرف فرسنگها باهات فاصله داره
بیخیال میشی
جاتو عوض میکنی. جایی که کمتر دید دارن بهت
چک میکنی دوربینی چیزی نباشه یگقت انتهای اتوبوس هه
احتیاط شرط عقبه
وی پی ان رو ران میکنی
یو.پو.رنن
چندتا رمانتیک میبینی
ولی تنگ و ضخیم همیشه راه چاره ست
تماشا میکنی
زیبایی رو
طبیعت رو
صدای ناله رو
همراه میشی با این زوج
و خیلی آروم ذهنت تحریک میکنه
آره به اوج میرسی
منتها کنترل شده
خیلی آروم تنت تکون میخوره
ولی خوبیش اینه که یه کاپشن کت و کلفت روته
کسی نمیبینه
حواستم به شیشه ها هست که یگقت نگر صفحه گوشی نیفته روش
خداروشکر آخرین ردیف هستم
مشکلی نیست
میایی
هم به خودت
هم به اونجا
دست به قلم میشی
تو وب می نویسیش
چرا
نمیدونی
شاید چون دوست داری خاطره بشه و یه روز بخونیش
همه این اتفاقات از تصور تماشای پورن توی مانیتور یو اس بی خور اتوبوس اومد ذهنم.
جیش دارم.
کاش اتوبوس نگه داره خالی شم.
محکم باش رعنای من...
ما را در سایت محکم باش رعنای من دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 70